الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

503

الغدير ( فارسى )

محمّد بن مثنّى ، از يحيى بن حمّاد ، از ابو عوانه ، از سليمان اعمش ، از حبيب بن ثابت ، از ابو طفيل ، از زيد بن ارقم به لفظى كه به طريق نسائى مذكور شد « 1 » ، اين حديث را روايت كرده ، سپس گويد : نسائى در نقل اين روايت از اين جهت « 2 » منحصر به فرد است . استاد ما ابو عبد اللّه ذهبى گفته است كه اين حديث صحيحى است . وى حديث مناشده در رحبه را نيز روايت كرده و گفته است كه اسناد اين حديث نيكوست . همچنين آن را به طرق احمد از زيد روايت كرده گويد : اسناد آن نيكو و رجال آن با شروط سنن مطابق و ثقه هستند . ترمذى در موضوع ريث حديثى را « 3 » بدين سند تصحيح كرده و حديث مذكور را به طريق ابن جرير طبرى از سعد بن ابى وقاص روايت نموده و از قول ذهبى آورده كه اين حديث حسن و غريب « 4 » است . همو آن را به طريق ديگر از جابر بن عبد اللّه روايت كرده و از قول ذهبى گفته كه اين حديث حسن است . وى نيز آن را به طريق ديگر روايت كرده و سپس از قول ذهبى گفته كه صدر حديث متواتر است و من يقين دارم كه رسول خدا آن را بيان فرموده ، امّا جملهء اللهم وال من والاه زيادتى است كه در عين حال ، اسناد آن قوى است . 16 - حافظ نور الدين هيثمى ( م 807 ) حديث مربوط به ركبان را كه قبلا از طريق احمد و طبرانى مذكور افتاد ، روايت كرده گويد : رجال احمد ثقه هستند . نامبرده داستان مناشده را از طريق احمد از ابو طفيل روايت كرده و رجال آن را صحيح خوانده و فطر را ثقه دانسته است . وى نيز داستان مزبور را از طريق ديگر احمد ، از سعيد بن وهب روايت كرده و رجال آن صحيح دانسته است . همو آن را از طريق بزّار ، از سعيد و زيد روايت كرده و رجال آن را صحيح خوانده و فطر را ثقه دانسته است . باز او آن را از طريق

--> ( 1 ) . ر ك : الغدير ( متن عربى / چ 5 ) : 1 / 30 . ( 2 ) . اين داورى ناروا است و بطلان آن بر هركس كه به طريق زيد در الغدير ( متن عربى / چ 5 ) : 1 / 29 - 37 . مراجعه نمايد ، آشكار مىشود . ( 3 ) . ريث به معنى درنگ‌كردن و آن اشاره به حديثى است با اين عبارت : وعد جبرئيل عليه السّلام رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله أن يأتيه فراث عليه . ( م ) ( 4 ) . در اين حديث غرابتى به نظر نمىرسد ، جز از اين جهت كه در فضل امير المؤمنين عليه السّلام است .